شهر شیراز

در روزهایی که شیراز مثل یک خاتم فیروزه‌ بواسحاقی درخشان و بی‌غبار، در انگشت شاه شیخ ابواسحاق بود حافظ دوران جوانی خود را می‌گذراند و با شاه جوان نیز هم سنّ و سال بود. خوشگذرانی و شادمانی شاه شیخ به همراه بی‌باکی و جوانی او باعث شد که مورد توجه مردم قرار بگیرد و همین عاملی برای از بین رفتن دلنگرانی شاه نسبت به امیر محمّد مظفر شد. شاه جوان که در میدان سعادت‌آباد بیرون دروازه استخر تصمیم به بنای قصری تاریخی نمود شور و شوقی عجیب در مردم به پا شد همان قصری و میدانی که چند سال بعد شاهد حکم قتل ابواسحاث از سوی (محتسب) بود.

این تحقیق دانشجویی شهر شیراز  مشتمل بر ۲۷صفحه است، برای دیدن فهرست مطالب مقاله و جزئیات آن به اطلاعات اضافی زیر مراجعه فرمایید.

فهرست مطالب

میان مسجد و میخانه. ۷

رند و محتسب… ۹

سخن اهل دل.. ۱۳

رند در بن‌بست… ۱۹

در دیر مغان.. ۲۱

از میکده بیرون.. ۲۴

عشق، کدام عشق.. ۲۶

[su_note note_color=”#e2f9e2″ text_color=”#212623″]

خرید با کلیه کارت های بانکی (دانلود فایل بلافاصله پس از خرید)

[/su_note]

.

خلاصه ای کوتاه از مقاله شهر شیراز را در زیر می توانید ببینید.

«شهر رندان»

در روزهایی که شیراز مثل یک خاتم فیروزه‌ بواسحاقی درخشان و بی‌غبار، در انگشت شاه شیخ ابواسحاق بود حافظ دوران جوانی خود را می‌گذراند و با شاه جوان نیز هم سنّ و سال بود. خوشگذرانی و شادمانی شاه شیخ به همراه بی‌باکی و جوانی او باعث شد که مورد توجه مردم قرار بگیرد و همین عاملی برای از بین رفتن دلنگرانی شاه نسبت به امیر محمّد مظفر شد. شاه جوان که در میدان سعادت‌آباد بیرون دروازه استخر تصمیم به بنای قصری تاریخی نمود شور و شوقی عجیب در مردم به پا شد همان قصری و میدانی که چند سال بعد شاهد حکم قتل ابواسحاث از سوی (محتسب) بود.

«فیروزه ابواسحاقی»

در این روزهایی که از در و دیوار شهر شیراز موج طرب و عشرت رندان برمی‌آمد، شهر شیراز از وجود شاعرانی جوان به نام شمس‌الدّین جزئی از آنان بود اینکه او دارای فضل و دانش بود یا نه و آیا اینکه او از ثروت و مکنت بویی بُرده بود یا نه روایت‌های گوناگونی وجود دارد، افرادی وی را درس‌نخوانده و امّی خواندند برخی او را از جمله افرادی می‌دانستند که یک شبه علم بدانها الهام می‌شد امّا آن چیزی که مشخص است او اهل دانش و فضل و علم حکمت بود چرا که با افراد باسواد زیادی در ارتباط بود و از اینرو به او هم لقب خواجه داده بودند که به بزرگان شهر می‌گفتند

میان مسجد و میخانه

مطالعه قرآن و تأمل در آن از سوی حافظ وی را با درد واقعی انسان (درد تعقل) آشنائی *** تعقل دو نفس در احلال انسان که قرآن مکرر آن را بیان کرده و مردم را بدان دعوت نموده است. همانطور که گفته شد حافظ با بزرگان زیادی در ارتباط بود و توانست با فکر و اندیشه جوان خویش راه را تشخیص بدهد آشنایی او با تعلیم مشایخ ***** و الفاظ صوفیه‌ای چون پیر، جمع و تفرقه، ذکر و ورد، محبت، عشق و حجاب و کشف فقر و قناعت و … برای پاسخ‌گویی به برخی سؤالات همچون آیا انسان پس از مرگ زنده می‌شود یا مرگ پایان دنیای انسانی است؟

 رند و محتسب

سایه دولت امیر مبارزالدین مانند یک کابوس وحشتناک بر شهر و مردم و رندان منطقه بود با غلبه امیر بر شاه شیخ حکومتی برپا شد سراسر نظم و سختگیری چرا که در زمان شاه شیخ همه آزادانه و بدون هیچ‌گونه ترس و وحشتی کارهایشان را انجام می‌دادند ولی در دوران امیر مبارزالدین همه با دلنگرانی و ترس و وحشت کار را از پیش می‌بردند. در زمان شاه‌ شیخ رندان فارغ از ننگ و نام بودند همه گونه لذات دنیوی برای آنها عرضه می‌شد. حضور در خرابات و شاهد بی‌بندوباری زنان و خوش‌گذرانی و می‌ نوشی از جمله کارهای مردم در زمان شاه شجاع بود.

سخن اهل دل

دو نکته جالب اشعار حافظ تنوع و تکرار دو امر متضاد، تکرار در سخنان ثابت مانند بی‌بقایی عمر ناپایداری دنیا و تنوع فکری و بیانی که جوش چلش زندگی همه جا برایش محسوس است و می‌توان آنرا حس نمود.

او صوفی نیست از وحدت حلول کشف شهود دم زند شاعری ستایشگر هم نیست زاهد نیست که به فکر جهنم بهشت باشد رندی  است زندگی را چنانچه هست تلقی می‌‌کند و می‌کوشد از تمام اسرار آن سر در بیاورد.

رند در بن‌بست

در آخرین سالهای عمر حافظ او با شک و تردید نسبت به مرگ معاد روزهای پایانی را می‌گذراند و این تردید و شک در غزلهای وی مشخص می‌باشند درست است که پایان کار را عقل نمی‌تواند درست درک کند و هیچ مسلمانی نمی‌تواند معاد را انکار کند اما حافظ شک می‌کند در اینکه عقل دارای قدرت نیست نه اینکه نفی دنیای غیب کند.عقل ضعیف شده چرا باید دایم از (راز دهر) پرس‌جو کند و از چیزهایی که اندیشه کردن در آنها عیش و نوش امید انسان را متزلزل می‌کند.

در دیر مغان

شهر شیراز

حافظ عرفان دیگری دارد بعنوان عرفان نظری که نه بر تجربه صوفی سر سپرده است نه بر نظامات خانقاه مشایخ بلکه عرفان اهل علم که شاید از تجربه شخصی بهره یافته است. جهان‌بینی حافظ نیز بر این عرفان تکیه دارد مکتب انسانیت است اگر مربی خود را پیرمنان آن هم در دیر مغان تعبیر می‌کند نیل به کمال انسانیت را در نشسته از خود رهایی می‌جوید که فقط پیر مغان و جام می ***در دیر مغان به او هدیه می‌دهد. چرا که خودنگری هم در سلوک هم معرفت حجاب است

[su_note note_color=”#e2f9e2″ text_color=”#212623″]

خرید با کلیه کارت های بانکی (دانلود فایل بلافاصله پس از خرید)

[/su_note]

.

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.