زندگی حضرت مولانا

اسم اصلی مولانا محمد جلال الدین است. مولانا  و رومی هم نام هائی است که بعداً به او داده شده است. اسم مولانا که به معنی مولا و آقاست در زمان جوانی او هنگامی که در قونیه به تدریس مشغل بود به او داده شده است.

مطلب زندگی حضرت مولانا مشتمل۶۴صفحه است، برای دیدن فهرست مطالب مقاله و جزئیات آن به اطلاعات اضافی زیر مراجعه فرمایید.

فهرست مطالب

مقدمه

زندگی حضرت مولانا ۱

محل وتاریخ تولد مولانا: ۱

فصل اول

نسب مولوی: ۲

شخصیت پدر مولانا یعنی حضرت بهاءالدین ولد: ۲

خروج مولانا همراه پدرش از بلخ و ورودشان به قونیه: ۴

فصل دوم

متصوفینی که در راه کوچ به حضرت مولانا توجه و علاقه نشان دادند: ۵

ازدواج حضرت مولانا: ۵

متصوفینی که حضرت مولانا را رشد و تربیت داده اند: ۷

سیاحت حضرت مولانا به بیرون از قونیه: ۹

ملاقات لحظه ای او با حضرت شمس تبریزی در شام : ۹

حضرت مولانا یک مرشد کامل: ۹

دوستان، خلیفه ها (جانشینان) مولانا و متصوفینی که منبع الهام او بودند: ۱۰

ملاقات های مولانا با شمس: ۱۱

فصل سوم

مراحلی در سفرهای معنوی حضرت مولانا: ۱۳

شمه ای در مورد حضرت مولانا با شمس تبریزی: ۱۳

رفتن و جدا شدن شمس تبریزی از قونیه: ۱۳

بازگشت شمس از قونیه: ۱۴

غیبت شدن حضرت شمس تبریزی: ۱۴

رفتن مولانا در پی شمس و برای پیدا کردن او به شام: ۱۵

فصل چهارم

زرگر قونیه ای حضرت شیخ صلاح الدین.. ۱۶

رقص سماع کردن حضرت مولان با وجد. ۱۶

حضرت مولانا شیخ صلاح الدین را به عنوان همدم و جانشین خود انتخاب می نماید: ۱۷

به کمال رسیدن شیخ صلاح الدین : ۱۸

کوچ حضرت شیخ صلاح الدین به عالم ابدی: ۱۸

فصل پنجم

حضرت چلبی حسام الدین.. ۱۹

حضرت مولانا، چلبی حسام الدین را برای خود همدم و جانشین انتخاب می نماید: ۱۹

ارزش حضرت چلبی حسام الدین: ۲۰

شمه ای در  مورد چلبی حسام الدین: ۲۰

نوشته شدن مثنوی: ۲۱

فصل ششم

ارتحال حضرت مولانا به عالم باقی: ۲۲

وصیت حضرت مولانا: ۲۳

شب عروس: ۲۳

مراسم تشییع جنازه حضرت مولانا: ۲۴

نماز بر جنازه حضرت مولانا: ۲۴

گنبد سبز برای حضرت مولانا: ۲۴

نگرش مولانا به مرگ و قبر: ۲۵

فصل هفتم

هدف در تصوف حضرت مولانا: ۲۷

وابستگی مولانا به اصول و ارکان اسلامی و حضرت محمد (ص) ۲۹

منحرف نشدن حضرت مولانا از اصول اسلامی: ۲۹

بُعد آموزشی حضرت مولانا: ۳۲

نگاه او به مردم: ۳۳

مولانا یک دوست قدرشناس… ۳۵

فصل هشتم

آثار حضرت مولانا ۴۱

۱-مثنوی: ۴۱

۲-دیوان کبیر: ۴۲

۳-مکتوبات: ۴۲

۴-فیه مافیه: ۴۳

۵-مجالس سبعا: ۴۳

فصل نهم

موزه حضرت مولانا: ۴۵

حضور پیر – (آرامگاه) ۴۶

سماع خانه: ۴۸

مسجد: ۴۹

بخش فرش: ۴۹

بخش آشپزخانه: ۵۰

نمایش های سماع: ۵۰

سماع: ۵۴

معنای ابیات فوق: ۵۸

از سخنان قصار حضرت مولانا ۵۹

خرید با کلیه کارت های بانکی (دانلود فایل بلافاصله پس از خرید)

روش تحقیق زندگی نامه

خلاصه ای کوتاه از مقاله زندگی حضرت مولانا را در زیر می توانید ببینید.

مقدمه

اسم اصلی مولانا محمد جلال الدین است. مولانا  و رومی هم نام هائی است که بعداً به او داده شده است. اسم مولانا که به معنی مولا و آقاست در زمان جوانی او هنگامی که در قونیه به تدریس مشغل بود به او داده شده است.

نسب مولوی:

مادرش منسوب به یک خانواده اصیل است. دختر رکن الدین امیر بلخ به نام مومنه خاتون می باشد، جد مادری اش از شاهزادگان ترک خوارزمشاهی است ( به سال ۱۱۵۷ خاقان ترک شرق). پدرش با عنوان سلطان العلما شناخته شده و اسم اصلی او محمد بهاءالدین ولد است، پدربزرگش حسین خطیبی فرزند احمد خطیبی است.

شخصیت پدر مولانا یعنی حضرت بهاءالدین ولد:

بهاءالدین ولد در سال ۱۱۵۰ میلادی در بلخ متولد شد و با علم معنوی پدر و پدربزرگش رشد کرده و هم چنین از نجم الدین کبری (۱۲۲۱- ؟) کسب فیض نمود. بهاءالدین ولد در تمامی علوم نظیر نداشت. بهاءالدین ولد که علمش مانند دریای بیکران و از علوم ربانی و الهی نشأت گرفته بود تنها استادی بود که فتواهای بسیار مشکل دیار خراسان را حل و فصل می نمود.

خروج مولانا همراه پدرش از بلخ و ورودشان به قونیه:

در اصل فخرالدین رازی به اهل تصوف با نظر مناسبی نگاه نمی کرد و احترام و حرمت مردم به بهاءالدین ولد در حد و اندازه خوارزمشاه را نمی توانست تحمل کند و از موضع گیری حضرت بهاءالدین بر علیه خودش ناراحت بود و او این مسائل را به خوارزمشاه خبر داد. قلب شیخ بهاءالدین از خوارزمشاه شکست و تصمیم گرفت که بلخ را ترک کند.

متصوفینی که در راه کوچ به حضرت مولانا توجه و علاقه نشان دادند:

حضرت شیخ عطار: بهاءالدین ولد بعد از آن که  بلخ را ترک و به سوی بغداد به راه افتاد، زمانی که به نیشابور رسید شیخ فریدالدین عطار (۱۲۳۰؛۱۲۲۱-۱۱۱۹) به ملاقاتش آمد و این دو با هم صحبت کردند. در حین صحبت، شیخ عطار کمال و معرفت را در پیشانی مولوی دید.

ازدواج حضرت مولانا:

زمانی که مولانا در تاریخ ۱۲۲۵ در کارامان اقامت داشت طبق فرموده پدر با دختر شخصیت اصیل، استاد سمرقندی شرف الدین لالا که خوی و اخلاق و رویی زیبا به نام  گوهربانو ازدواج کرد. مولانا زمان ازدواج هجده سال داشت.

سیاحت حضرت مولانا به بیرون از قونیه:

رفتن او به حلب و شام: مولانا برای غوطه ور شدن در عمق علوم با اذن سید برهان الدین به حلب رفت. در مدرسه حلاویه از کمال الدین فرزند آدیم که در علوم فقه، تفسیر و اصول استاد مسلم بود درس آموخت، مولانا بعد از اتمام تحصیل  در حلب به شام رفت.

ملاقات لحظه ای او با حضرت شمس تبریزی در شام : 

با توجه به گفته های افلاکی  مولانان در شام با شمس الدین تبریزی ملاقات کرده اما این ملاقات مدت بسیار کوتاهی طول کشیده است. شمس الدین تبریزی یک روز در بین مردم دست مولانا را گرفته می بوسد و خطاب به او می گوید: «ای صراف دنیا مرا دریاب و در همین حال غیب می شود.

حضرت مولانا یک مرشد کامل:

مولانا بعد از هفت سال سیاحت به حلب و شام به قونیه برمی گردد. با خواست سید بهاءالدین سه ریاضت و عبادت ار به طور پی درپی با صمیمیت و خواست قلبی خودش پشت سرگذاشت یعنی سه بار و هر بار چهل روز (صدو بیست روز) یعنی با کم خورد، کم نوشیدن، کم خوابیدن تمامی وقت خود را صرف عبادت کرده و بدین وسیله تزکیه نفس نمود.

 ملاقات های مولانا با شمس:

نهایتاً مولانا و شمس، این دو قابل، دو نور، دو روح باهمدیگر ملاقات کردند. در این زمان شمس شصت  و مولانا سی و هشت سال داشت. این دو عاشق الهی مدتی تنها درگوشه ای مأوا گزیده و خود را تماماً به حق تعالی سپرده و به عبادت او پرداختند و هم چنین به صحبت هایی پرداختند که از منبع الهی الهام می گرفت.

شمه ای در مورد حضرت مولانا با شمس تبریزی:

مولانا زمانی که در قونیه با شمس ملاقات کرد شخصیتی بود که تماماً به کمال رسیده بود. شمس برای مولانا یک آئینه شد. مولانا عاشق زیبایی بی نظیر خود شد که آن را در آئینه شمس دید. به تعبیر دیگر مولانا عشق قلبی خود به خدا را در شمس منعکس کرد. حب و عشق مولانا نسبت به شمس معیار عشق او به خداست.

رفتن و جدا شدن شمس تبریزی از قونیه:

مولانا در حسرت دیدار و ملاقات با شمس بود. نهایت با او ملاقات می کند، غرق در انوار شمس می شود. وارد عالم دیگری می شود، در جاذبه شمس می سوزد و می چرخد، با عشق الهی از خود بی خود شده رقص سماع می کند

بازگشت شمس از قونیه:

مولانا بعد از جدائی شمس از او پریشان و مضطرب گشته نامه زیبایی بطور منظوم نوشته و با قافله ای به سرپرستی سلطان ولد برای شمس به شام فرستاد. سلطان ولد همراه قافله اش به شام رسید و شمس را پیدا کرد دعوتیه و هدایای مولانان را با احترام تقدیم شمس نمود.

غیبت شدن حضرت شمس تبریزی:

همه مردم از بازگشت شمس به قونیه خوشحال شدند. مولانا هم از حسرت  وناراحتی نجات یافت. بخاطر رجعت شمس میهمانی هائی ترتیب داد. مجالس رقص سماع ترتیب داده شد. فقط این روزهائی که با آرامش، دوستی و محبت می گذشت زیاد دوام نداشت، غیبت ها و وضعیت های ناراحت کننده دوباره شروع شد.

رفتن مولانا در پی شمس و برای پیدا کردن او به شام:

مولانا در پی شمس بسیار گشت. برای جدائی او شعرهائی سرود که قلب ها را آتش زد، برای پیدا کردن او دو بار به شام رفت، ولی باز هم او را نیافت. تاریخ های این دوسفر آخر بطور قطع معلوم نیست. به احتمال زیاد بین سال های ۱۲۵۰ -۱۲۴۸ بوده است. به گفته سلطان ولد مولانا در شام شمس تبریزی را نظر صورت نیافت اما از جهت معنی او را در خود یافت.

 زرگر قونیه ای حضرت شیخ صلاح الدین

شیخ صلاح الدین فریدون در قونیه به نام زرکوب و یا زرگر شناخته می شود او فرزند یاغی باسان و از خانواده ایست که در کنار یک دریاچه در اطراف قونیه با صید ماهی امرار معاش می کردند. شیخ صلاح الدین که به عنوان یک امی شناخته می شود در جوانی تحت تربیت سید برهان الدین درآمد، در سخنان او پخته شد و با فیض او به کمال رسید.

رقص سماع کردن حضرت مولان با وجد

آشنائی شیخ صلاح الدین با مولانا از تاریخی شروع می شود که او تحت تربیت معنوی شیخ برهان الدین در آمد. ولی حادثه ای که در زیر می خوانید باعث شد که شیخ صلاح الدین از همه ی علاقات و محبت های خود منصرف شد، از نظر معنی به مولانا به پیوندد و تمامی اوقات خود را به شنیدن سخنان او منحصر کند.

حضرت چلبی حسام الدین

چلبی حسام الدین که از نسل یک خانواده ی اصیل است به قونیه مهاجرت کرده و محل تولد او هم شهر قونیه می باشد. (۱۲۲۵ میلادی) او لقب چلبی را از مولانا گرفته است. در اول جوانی پدرش را که شیخ یکی از طوایف آن زمان بوده از دست داده است.

ارزش حضرت چلبی حسام الدین:

مولانا فقط در مجالسی که چلبی حسام الدین حضور داشت احساس آرامش و راحتی می کرد، به غلیان می آمد، معنی می افشاند و از علوم حقیقت بحث ها می نمود. به نظر مولانا، کسی از پستان حقایق شیر معانی را مکیده و در آورده چلبی حسام الدین است. او در مثنوی خود به این معنی اشاره کرده چنین می گوید: «این سخن در پستان جسم شیر است.

 شمه ای در  مورد چلبی حسام الدین:

سپهسالار که مدت چهل سال با صمیمیت در خدمت و صحبت های مولانا حضور داشت در  رساله خود ارزش چلبی حسام الدین را با این جمله ها مشخص می سازد. «در حقیقت چلبی حسام الدین مظهر تمام عیار حق تعالی بود و  تمامی مثنوی شریف با خواهش او نوشته شده است.

نوشته شدن مثنوی:

افلاکی در شرح چگونگی نوشته شدن و به اتمام رسیدن آن چنین می گوید: «حضرت مولانا با جاذبه چلبی حسام الدین هنگام رقص سماع در بین امواج هیجان ها، هنگام نشستن در حمام، در حال ایستاده، سکون و در حال حرکت دائماً به سرودن مثنوی ادامه داد. گاهی اوقات چنان می شد که از هنگام غروب شروع و تا روشنائی صبح پی در پی می سرود و این سروده ها نوشته می شد.

 ارتحال حضرت مولانا به عالم باقی:

مولانا همراه چلبی حسام الدین به مدت پانزده سال تمام اوقات زیبا داشته، همدم و هم صحبت بوده و صفا کرده است. او در ظرف این مدت دور از فتنه و حمله بدبختان و بیچارگان، با آرامش و سرور زندگی زندگی کرد.  دوستانش پروانه نور جمال او شده بودند. مولانا دیگر فهمیده بود که روزهای آخر عمرش را می گذراند، او در حسرت پیوستن  به جمال عالم ابدی بود.

وصیت حضرت مولانا:

«شما را وصیت می کنم که در نهان و آشکارا از خداوند بترسید، در خوردن و خوابیدن و حرف زدن افراط نکنید، از گناهان بپرهیزید، روزه بگیرید و به نماز خواندن ادامه دهید، پرهیز از شهوت را دائماً مد نظر قرار دهید. صبرو ایستادگی و مقاومت در برابر آزار و اذیت مردم پیشه کنید. از هم نشینی با افراد ذیل و سفیل و عوام دوری کنید، همواره با اشخاص صاحب کرامت و معرف و صالح نشست و برخاست کنید.

 گنبد سبز برای حضرت مولانا:

آرامگاه مولانا که گنبد سبز نام دارد به همت فرزندش سلطان ولد و آلام الدین قیصر و با کمک گرجی خاتون (دختر سلطان غیاث الدین کیخسرو دوم) همسر امیر پروانه در زمان چلبی حسام الدین ساخته شد.

نگرش مولانا به مرگ و قبر:

«زمانی که روز مرگم تابوتم شروع به راه رفتن کرد، گمان نکن که غم دنیا دارم و برای جدائی از دنیا غم و غصه می خورم. این گونه شبهات را در خود راه نده، برایم گریه نکن، حیف و افسوس نگو.اگر به دام شیطان بیفتم آن زمان وقت حیف و افسوس گفتن است.

منحرف نشدن حضرت مولانا از اصول اسلامی:

مولانا بعد از ملاقات کردن با شمس تبریزی وارد عالم معنائی شد که محیط از هضم و درک آن عاجز ماند. او با تمام وجد (از خود بی خود و غرق در عشق الهی گشته) و در حالت بی خبری از دنیا و غرق در عالم معنا حتی یک لحظه از اساس دین  قدمی  به خارج ننهاده است.

آثار حضرت مولانا

مثنوی در ادبیات کلاسیک شرق نام یک نوع شعر می باشد. در این شعرهائی که به این طرز نوشته شده دو مصرع هر بیت، بین خود دارای قافیه است. تناسب قافیه یک بیت چه با بیت های قبل از خود و چه با ابیات بعد از خود ضروری نیست. به این علت موضوعات طولانی و حکایات اگر به طریق شعر بیان می شد به سبب آسان بودن قافیه به طرز مثنوی انتخاب می شد.

موزه حضرت مولانا:

جای درگاه مولانا که امروزه به عنوان موزه مورد استفاده قرار می گیرد. هنگامی که باغچه  گل سلطان سلجوقی بود این باغچه از طرف سلطان علاءالدین کیقباد به سلطان العلماء بهاءالدین ولد پدر مولانا هدیه گردیده است.

معنای ابیات فوق:

۱-     به نوای نی گوش کن، ببین چگونه می نالد و ماجرای دوری خود از خالق خویش را بیان می کند.

۲-     از آن زمانی که دوران اتصال و نزدیکی به خدا به پایان رسید و انسان از خالق خود دور شد از این دوری نالیده است و همه ی موجودات به نالش درآمده اند.

۳-     برای بیان درد اشتیاق خود به معبود، شنونده ای می خواهم که این درد دوری از خدا را درک کرده باشد و دلش از درد و داغ فراق سوخته باشد.

از سخنان قصار حضرت مولانا

«تا همان طوری که هستی دیده شو ، یا همان طوری که دیده می شوی باش»

«ما زیباییم، تو هم اگر زیبائی به خلق و خوی ما درآی، خلق و خوی دیگران را ترک کن»

«اگر می خواهی معدن جوهر باشی گشاده دل باش، سینه ات را به صورت دریا در بیاور»

«باز آی باز آی هر آنچه هستی باز آی، گر گبری، کافری، آتش پرستی باز آی»

«این درگه، درگه نومیدی نیست. صد بار اگر تو به شکستی باز آی»

منابع و ماخذ :

۱- زرین کوب، دکتر عبدالحسین. پله پله تا ملاقات خدا، در باره زندگی، اندیشه و سلوک مولانا جلال الدّین رومی، انتشارات علمی، چاپ هفدهم، تهران، ۱۳۸۶

۲- صورتگر – لطفعلی – مروی – غزلیّات شور انگیز شمس تبریزی- پاییز ۱۳۸۶ تهران

۳- فروزانفر – بدیع الزّمان – زندگانی مولانا جلال الدین محمّد، تهران، ۱۳۸۶.

خرید با کلیه کارت های بانکی (دانلود فایل بلافاصله پس از خرید)

روش تحقیق زندگی نامه

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 4 =