جرم‌شناسی انتقادی (دیدگاه مارکسیست، فمنیست و پست‌مدرن)

عبارت جرم‌شناسی انتقادی، به عنوان چتری که سلسله‌ای از دیدگاه‌هایی در حال تکامل و در حال شکل گیری را زیر پوشش دارد توصیف شده است. جرم‌شناسی انتقادی، رادیکال، انقلابی هرچند هر کدام از طرز تلقی های متفاوتی در مقابله با پدیده مجرمانه نسبت به هم برخوردارند اما در هر حال هدف همه آنها واحد است و از یک آرمان که همان انتقاد از وضع موجود به معنای کلان در همه علوم اجتماعی و در سطح خرد نسبت به جرم‌شناسی که موضوع بحث ما است سود می‌برند.

مطلب جرم‌شناسی انتقادی (دیدگاه مارکسیست، فمنیست و پست‌مدرن) مشتمل ۱۶صفحه است، برای دیدن فهرست مطالب مقاله و جزئیات آن به اطلاعات اضافی زیر مراجعه فرمایید.

فهرست مطالب

مقدمه. ۱

۱- مارکسیسم. ۲

۲-۱- مکتب فرانکفورت.. ۴

۱-۲- جرم‌شناسی انتقادی مارکسیستی.. ۵

۲- فمنیسم. ۶

۲-۱- نگاه انتقادی فمنیسم به جرم. ۷

۳- پست‌مدرنیسم. ۹

۳-۱- نکاه پست‌مدرن به جرم‌شناسی انتقادی.. ۱۰

نتیجه گیری.. ۱۲

خرید با کلیه کارت های بانکی (دانلود فایل بلافاصله پس از خرید)

روش تحقیق

خلاصه ای کوتاه از مقاله جرم‌شناسی انتقادی (دیدگاه مارکسیست، فمنیست و پست‌مدرن) را در زیر می توانید ببینید.

مقدمه

عبارت جرم‌شناسی انتقادی، به عنوان چتری که سلسله‌ای از دیدگاه‌هایی در حال تکامل و در حال شکل گیری را زیر پوشش دارد توصیف شده است. جرم‌شناسی انتقادی، رادیکال، انقلابی هرچند هر کدام از طرز تلقی های متفاوتی در مقابله با پدیده مجرمانه نسبت به هم برخوردارند اما در هر حال هدف همه آنها واحد است و از یک آرمان که همان انتقاد از وضع موجود به معنای کلان در همه علوم اجتماعی و در سطح خرد نسبت به جرم‌شناسی که موضوع بحث ما است سود می‌برند.

مارکسیسم

دنیای امروز و شکل‌گیری تمدن مدرن مرهون سه حرکت مهم می‌باشد. چارلز داروین در قرن نوزدهم نخستین آنها بود که نظریه انواع را به چاپ رساند و افق دید مردم را از آسمان به سوی زمین معطوف نمود. حرکت بعدی که در روانشناسی انقلابی به پا کرد زیگموند فروید بود که توانست با افکار خود یکی از سنگ‌های بنای تمدن امروزی را به نام خود کند اما شاید مهمترین و بحث‌انگیزترین و در عین حال ملموس‌ترین جنبش ذهنی و اجتماعی را کارن مارکس و انگلس در سال ۱۸۴۸ با انتشار بیانیه‌ کمونیسم بنا نهادند.

 مکتب فرانکفورت

نظریه انتقادی اجتماعی مکتب فرانکفورت آلمان پدیده‌ای پیچیده است که نظریه انتقادی آن، سبک تفکر اجتماعی که با آن همراه گشته، به طرق گوناگون تفسیر شده است.

این مکتب در سال ۱۹۲۳ اساساً به قصد مطالعه و بررسی نظریه مارکسیستی پا به عرصه وجود نهاد ولی تدوین و ارائه یک نظریه انتقادی روشن و مشخص درباره جامعه و تدوین و بازنگری آن بوسیله متفکران آن، خطی از آراء و عقاید خاص مکتب را به وجود آورد که تأثیر بسزائی در گسترش جامعه شناسی نوین داشت.

جرم‌شناسی انتقادی مارکسیستی

نسخه‌های اولیه جرم‌شناسی مارکسیستی مجرمان را بر حسب نظریه‌ی «شورش اولیه»‌ی مارکس به تصویر می‌کشند یعنی مجرمان در قالب یک شکل ناآگاهانه‌ی شورش علیه نظام اقتصادی سرمایه‌دار درگیر جرم می‌شوند. همچنین، آنها نظریه ابزار انگار از نظام عدالت کیفری می‌باشند، یعنی تصویب و اجرای قوانین کیفری صرفاً ابزارهای یک طبقه‌ی فرمانروای یگانه و یکپارچه است که برای جستوجوی امتیاز خود، به تبانی و توطئه دست می‌یازند.

فمنیسم

ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن خود بیان می‌کند که در جوامع نخستین نظام‌های قبیله‌ای، زن‌سالار بوده‌اند و این بدان دلیل بود که مردها در جنگ و درگیری‌ها شرکت می‌کردند و اغلب در سنین جوانی می‌مردند بنابراین برای حفظ هسته مرکزی خانواده قبیله و جوامع کوچک نیاز به فردی مسن‌تر و پخته‌تر و باتجربه‌تر احساس می‌شد از این رو زنان در طول تاریخ توانستند نقش اجتماعی بپذیرند البته این امر برمی‌گردد به جوامع کاملاً بدوی زیرا با پیشرفت انسان در همه زمینه‌ها و بیدار شدن حس قدرت‌طلبی در مردها کم‌کم برمرکزیت مرد افزوده شد و متقابلاً نقش زن رنگ باخت و مردها به عنوان هسته‌های اصلی خانواده به شمار آمدند که نمونه صادق آن را می‌توان درنظام شاهنشاهی که در طول تاریخ وجود داشته مشاهده نمود.

نگاه انتقادی فمنیسم به جرم

فمنیست‌ها برای برابری حقوقی و سیاسی زنان در عرصه عمومی و خصوصی تلاش می‌کنند. آنها نه فقط می‌خواهند حقوق زنان را بیرون از خانه به رسمیت ببخشند بلکه اصول آزادی اراده و حقوق فردی را به عالم شخصی، خانه که محل مشخص‌ترین مصائب زنان است، را وارد کنند. فمنیست‌ها در زمانی که دیگر زنان اصلاح طلب به دنبال مستحکم‌تر کردن عقد ازدواج بودند.

پست‌مدرنیسم

این که پست‌مدرنیسم چیست و چه می‌تواند باشد یک سؤال جنجالی است که سال‌های سال متفکران غربی را به خود مشغول ساخته است. در این باره خروارها کاغذ سیاه کرده‌اند اما به هیچ نتیجه‌ و تعریف واحدی در این حوزه دست نیافته‌اند. اما آنچه مسلم است این مکتب زائیده تفکرات مدرنیستی است به این صورت که یک نظام فکری همیشه به دنیا می‌آید و فربه می‌شود و از درون خود یک نظام جدید خلق می‌کند. پست‌مدرنیسم نیز این چنین زائیده شد.

نکاه پست‌مدرن به جرم‌شناسی انتقادی

پست‌مدرنیسم‌ها عقاید و اصول مدرنیست‌ها از قبیل حقیقت مطلق، پیوستگی و وحدت را رد می‌کنند و از سوی دیگر، به تعدد فرهنگی نسبیت و کثزت نظر دارند و مخالف عقل‌گرایی علمی و دست‌یابی به وحدت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در عصر مدرن هستند. نیچه از بانیان مکتب پست‌مدرنیسم معتقد است؛ «که چیزی بنام عینیت وجود ندارد؛ بخصوص عینیت علمی. آنچه هست تفاسیری‌ست که از دیدگاه‌های مختلف بیان شده است.

نتیجه گیری

از بررسی منابع مذکور و سایر ادبیات موجود استفاده می‌شود که جرم شناسی معروف به انتقادی در زمان ما به تفکرات رادیکال و تندرو و افراطی به مفهوم مخالف وضع موجود و خواهان تغییر اساسی و بنیادی ساختارها و باورهای مبتنی بر آن همچون مارکسیسم، و با اندازه‌های متفاوتی به سنت‌‌های فکری و دیدگاه‌های ایدئولوژیکی دیگر با همین ویژگی‌ها بر می‌گردد.

فهرست منابع

  • احمدی، بابک، واژه شناسی فلسفی مارکس.
  • ترجمه شرف الدین خراسانی، فلسفه معاصر اروپایی- نشر علمی و فرهنگی
  • آنسل، مارک، دفاع اجتماعی، محمد آشوری و علی حسین نجفی ابرندآبادی، انتشارات دانشگاه تهران چاپ سوم ۱۳۷۵
  • آشوری، محمد، مجموعه مقالات علوم جنایی، انتشارات سمت، مقاله درآمدی بر جرم شناسی انتقادی و انواع آن
  • بشریه، حسین، اندیشه های مارکسیستی، تاریخ اندیشه های سیاسی قرن بیستم، نشر نی چاپ دوم ۱۳۷۸ تهران

خرید با کلیه کارت های بانکی (دانلود فایل بلافاصله پس از خرید)

روش تحقیق

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × یک =