بررسی تکامل و پیشرفت و سعادت انسان

تکامل و پیشرفت و سعادت انسان  انسان هم خودآگاه است و هم جهان آگاه، و دوست می‌دارد از خود و از جهان آگاه تر گردد. تکامل و پیشرفت و سعادت او درگرو این دو آگاهی است. ازاین دو آگاهی کدام از نظراهمیّت دردرجۀ اول است و کدام دردرجۀ دوم؟ داوری دراین موضوع، چندان ساده نیست ؛برخی بیشتر به خودآگاهی بها می‌دهند وبرخی به جهان آگاهی! احتمالاً یکی از وجوه اختلاف طرز تفکر شرقی وطرز تفکر غربی درنوع پاسخی است که به  این پرسش می‌دهند، همچنان که یکی از وجوه تفاوتهای ایمان و علم دراین است که علوم عقلی وسیله جهان آگاهی و ایمان سرمایۀ خودآگاهی است.

مطلب بررسی تکامل و پیشرفت و سعادت انسان مشتمل ۲۴۰ صفحه است، برای دیدن فهرست مطالب مقاله و جزئیات آن به اطلاعات اضافی زیر مراجعه فرمایید.

 تکامل و پیشرفت و سعادت انسان

فهرست مطالب

مقدمه: ۲

تجربه گرایی دینی مولوی: ۸

۲- انسان درنگاه مولانا ۱۱

ساحات وجودی انسان. ۱۵

۲-۱-۱ جسم و جان. ۱۵

۲-۱-۲ عقل و ملک… ۲۱

۲-۱-۳  عشق و جان. ۲۴

۲-۲ رابطه انسان و خدا ۲۷

۲-۲-۱ تشبیه و تنزیه. ۴۰

۳- عقل.. ۴۸

۳-۱ عقل در نظر اهل لغت.. ۴۸

۳-۲ عقل در اصطلاح. ۵۰

۳-۲-۱  واژه عقل و معنای آن درقرآن. ۵۰

۳-۲-۲  عقل درروایات.. ۵۱

۳-۲-۳ عقل در نزد فلاسفه. ۵۲

۳-۲-۴  عقل درنزد عرفا ۵۳

۳-۳  ماهیت کارکردی عقل.. ۵۵

۳-۴- عقل از دیدگاه مولانا ۵۷

۳-۴-۱ اختلاف عقل ها ۶۰

۳-۴-۲ عقل جزوی وعقل کلی.. ۶۴

۳-۳-۴  عقل نظری و عملی.. ۸۹

۳-۴-۵  عقل ممدوح و مذموم. ۹۱

۳-۴-۵-۱ عقل و حس… ۱۰۰

۳-۴-۵-۲ عقل و وهم. ۱۱۰

۳-۴-۵-۳ عقل ونفس… ۱۱۴

۳-۴-۶- عقل وحی.. ۱۲۷

۳-۴-۷ عقل فلسفی.. ۱۳۳

۳-۵ معرفت و محبت.. ۱۳۹

۳-۵-۱ عقل و حیرت.. ۱۳۹

۳-۵-۲ عقل مجرد. ۱۴۴

۳-۵-۳ عقل و عشق.. ۱۴۷

۳-۵-۳-۱ تقرب ایمان به عشق.. ۱۴۹

۴-  ایمان. ۱۶۲

۴-۱ ایمان نزد اهل لغت.. ۱۶۲

۴-۲  ایمان در عرفان. ۱۶۳

۴-۳ مراتب ایمان. ۱۶۶

۴-۳-۱ تصدیق و تسلیم قلبی.. ۱۶۷

۴-۳-۲ ایمان و اقرارزبانی.. ۱۷۲

۴-۳-۳  انجام طاعات(اعمال صالح) ۱۷۴

۴-۴ایمان وشریعت.. ۱۷۹

۴-۵ کفر و ایمان. ۱۸۹

۴-۶ ایمان و اختیار ۱۹۹

۴-۷ ایمان و خود شناسی: ۲۰۴

۴-۸ انواع ایمان. ۲۱۶

۴-۸-۱ایمان فطری.. ۲۱۶

۴-۸-۲ ایمان مستقر و مستودع. ۲۱۷

۴-۸-۳ ایمان اضطراری.. ۲۱۷

۴-۸-۴ ایمان بالغه. ۲۱۹

۴-۸-۶ ایمان تحقیقی.. ۲۲۲

۴-۹  مقامات ایمان. ۲۲۶

۴-۱۰ انسان کامل؛تجلی عقل و ایمان. ۲۳۰

[su_note note_color=”#e2f9e2″ text_color=”#212623″]

خرید با کلیه کارت های بانکی (دانلود فایل بلافاصله پس از خرید)

[/su_note]

خلاصه ای کوتاه از مقاله بررسی تکامل و پیشرفت و سعادت انسان را در زیر می توانید ببینید.

تکامل و پیشرفت و سعادت انسان

مقدمه:

تکامل و پیشرفت و سعادت انسان  انسان هم خودآگاه است و هم جهان آگاه، و دوست می‌دارد از خود و از جهان آگاه تر گردد. تکامل و پیشرفت و سعادت او درگرو این دو آگاهی است. ازاین دو آگاهی کدام از نظراهمیّت دردرجۀ اول است و کدام دردرجۀ دوم؟ داوری دراین موضوع، چندان ساده نیست ؛برخی بیشتر به خودآگاهی بها می‌دهند وبرخی به جهان آگاهی! احتمالاً یکی از وجوه اختلاف طرز تفکر شرقی وطرز تفکر غربی درنوع پاسخی است که به  این پرسش می‌دهند، همچنان که یکی از وجوه تفاوتهای ایمان و علم دراین است که علوم عقلی وسیله جهان آگاهی و ایمان سرمایۀ خودآگاهی است.

تجربه گرایی دینی مولوی:

مولوی و اکثر عرفا گوهر دین را نوعی تجربه دینی می‌دانند، با این تفاوت که درنظرعرفا و مولوی سطح عالی تجربه که نوعی خاص از شهود عرفانی است گوهر دین به حساب می‌آید؛ مولوی درکتاب فیه مافیه می‌گوید:

ساحات وجودی انسان

به اعتقاد مولانا انسان به ریسمانی می‌ماند که دو سردارد، سری درکرانه بی نهایت، دراوج تعالی وبلندی وسری به لبۀ پرتگاه عدم. اوبرای رسیدن به مرتبه انسانی مراتب چندی را پشت سرنهاده از اقلیم جهاد تا سرزمین گیاهان و ازآنجا به قلعۀ حیوانات کوچ کرده است

عقل و ملک

درتبین رابطه عقل و ملک؛ انقروی درشرح کبیر خود درتعالی ساحت روح و جان انسان اعتقاد مولانا رابراین می‌داند که: ملک و عقل رایکی دانسته است.

چنانچه هم ملک و هم عقل هردو حضرت حق را واجدند، یعنی هردو خدارایک نوع دریافته اند، وجدان هردو یکنوع است و هردو آدم را کمک و سجده کننده اند.

عشق و جان

تکامل و پیشرفت و سعادت انسان  و سرانجام همه این مراتب، ساحت حقیقی و شأن شریف انسان با ناب ترین صورت جان یعنی عشق درهم می‌آمیزد و صورت، همه سیرت می‌شود و مادۀ همه معنا!

وبراستی دل، ظرف مُکّفی هم عشق است و هم جان!

وقدرت تجلی جان درعشق اینگونه ثابت می شود که تقابل عقل و عشق درهروجودی به فراخور مرتبه جانی آن متفاوت خواهد بود

رابطه انسان و خدا

تفکردرذات خدا ورابطۀ انسان و خدا تا قبل از مولوی  مورد بررسی قرارگرفته بود، دسته ای انسان را خدا و گروهی خدا را انسان ساختند و درهرمورد حقیقت با مبالغه یکطرفه فاسد گشته بود !

اسلام درانتظار تلفیقی سالم از نقل وعقل و کشف بود

تشبیه و تنزیه

دراین میان، بنا به آنکه تلاش انسان درتعریف و دردسترس قراردادن قدرتی ناشناخته و ماورای به جایی نرسید؛ تفکری درمیان مسلمانان رایج گشت، تفکری شبیه تشخص بخشیدن به خداوند درنزد مسیحیان!

عقل در نظر اهل لغت

عقل، دربُن وریشه، لفظی عربی است، لیک درمعادل فارسی آن، به عنوان خرد و گاهی هوش آمده است:

عقل،خرد،دانش، دریافت صفات اشیاء از حسن وقبح، کمال و نقصان، خیر وشرّو …(دهخدا،۱۳۷۹،ص۱۳۷۰)

عقل: فهمیدن، درک کردن، هوش ، شعور ذاتی، فهم ، علم ، دانش سلیم اندیشه، مقابل جهل ، دریافت انسان سالم وطبیعی، خرد بستن و دربند کردن، بستن باز ووپای شتر.(معین،۱۳۸۲،ص ۶۳۵)

عقل درنزد عرفا

به نظر عرفا” العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان”عقل آن است که بوسیله آن خدا عبادت و بهشت حاصل شود

خواجه گوید:” العقل آله العبودیه” وباباطاهر نیز” العقل سراج العبودیه” که بدان حق از باطل امتیاز گذارده شود و طاعت از معصیت جدا شود و علم از جهل ممتاز گردد.(سجادی،۱۳۵۰،ص۳۳۶)

قیصری گوید: روح انسان را از جهت تعلق ذات و موجد خود و تعین آن به تعین خاص و مقید کردن آنچه ادراک کند عقل گویند.(همان  منبع،ص۳۳۶)

ماهیت کارکردی عقل

اما در اصطلاح کارکردی، عقل بیشتر برمرکز یا قوه ای اطلاق می شود که بوسیلۀ آن انسان اشیاء را بروجه حقیقی شان درک و از یکدیگر تمیز می‌دهد:

«عَقَلَ(عَقِلَ) عَقلاً:أدرک الأشیاء علی حقیقتها؛ وعَقَلَ العلام: (ادراک و میِّز)، وهنگامی‌که درزبان عربی گفته می شودکه” ما فعلتُ هذا مُذ عقلتُ:”

عقل جزوی وعقل کلی

مراد او از عقل جزوی ، «عقل جزء نگر» و از عقل کلی، «عقل کل نگر» است؛ به مفهوم جزئی و کلی.

عقل جزء نگر با اجزای عالم و کثرات کاردارد و عقل کل نگر درجستجوی وحدت است».

از آنجا که آدمی‌موجودی است که از خدا جداشده و دراین دنیای خاکی زندگی می‌کند وباید دوباره راه خود رابه سوی خدا یابد، به هردو حیث عقل خود نیازمند است.

تکامل و پیشرفت و سعادت انسان

تکامل و پیشرفت و سعادت انسان حال در این مقام بحث؛ مسئله ای قابل توجه،مطرح می گردد وآن؛مسئلهجبر و اختیار است و نقش تأثیر آن در گزینش ایمان و یا کفر!؟

چنانچه یکی از موضوعات بحث انگیز مثنوی، مسئله جبر و اختیار است! و مولانا در شش دفتر مثنوی روی هم حدود هفتاد مرتبه در این باب سخن گفته است و ظاهرا چنین می نماید که مولانا گاه جبر را ترجیح داده و گاه اختیار را برگزیده است.

ایمان و خود شناسی:

اصلی ترین و بزرگترین هدف رسالت ایمان؛که رابطه ای است خاصِّ انسان و خداوند؛بازگشت به خویش خودومعرفت به ساحت انسانیّت خودست! تفکر،تدبر،مراقبه وتزکیه همه وهمه واسطه و وسیله ای است در آگاهی به خود و خروج از غفلت، قرابت به خداوندگار و فراغت از غیر او! و مقصد را قصدی ست و مسیری،

ایمان مستقر و مستودع

تکامل و پیشرفت و سعادت انسان  علامه طباطبایی (ره)؛ توضیح این نوع ایمان را بواسطه دو روایت موثق تبیین می نماید: وی حضرت ابوالحسن (ع) را صاحب این روایت می نامد که فرمود:

خداوند انبیاء را بر نبوت آفریده  و آنان جز انبیاء نتواند بود، و مؤمنین را هم بر ایمان آفریده آنان نیز جز مؤمن نتواند بود، به مردمی دیگر ایمان را به عاریت داده  که اگر خواست تا به آخر برای ایشان باقی می گذارد

ایمان بالغه تکامل و پیشرفت و سعادت انسان

کلمۀ ایمان جمع یمین است، که به معنای سوگند است و کلمۀ بلوغ که بالغه ؛ اسم فاعل آن است به معنای رسیدن به انتهای کمال است، پس ایمان بالغه به معنای سوگندهایی است، که تأکید را بنهایت رسانیده باشد. سوگندی بسیار مؤکد چنانچه تا روز قیامت اعتبار داشته باشد و دوام ؛ که ما تسلیم شونده بر برپاکنندۀ قیامت بوده،

مقامات ایمان

تکامل و پیشرفت و سعادت انسان  از آنجا که ایمان به روح وابسته است و تکامل روح حدی ندارد ، لذا ایمان هم که عالی ترین وسیله تکامل روحی است دارای مراتب و درجات متعددی است. ایمان تصدیق به اعتقاد بود و تحقیق به اجتهاد و چون سالک به اعتقاد تصدیق کند و در اجتهاد تحقیق نماید مؤمن حقیقی باشد وبه طور کلی نزد محققان ایمان بر دو نوع است:

انسان کامل؛تجلی عقل و ایمان

تکامل و پیشرفت و سعادت انسان  مبحث عقل و ایمان ، به لحاظ کلیت و جامعیت موضوع، ابعاد و شئون مختلفی را در بر
می گیرد؛ عقل ، اصلی ترین و هدفمند ترین ساحت بشری است که ایمان بدان جهتی متعالی داده است تا در رجعتی در خور اصل ومبدأ خویش به وحدانیت در او رسند…

[su_note note_color=”#e2f9e2″ text_color=”#212623″]

خرید با کلیه کارت های بانکی (دانلود فایل بلافاصله پس از خرید)

[/su_note]

 

 

 

نظرات بسته شده است.