یادگیری

یادگیریReviewed by Admin on Jul 28Rating:
سفارش تحقیق
http://telegram.me/pmaghale

در جهانی که زندگی می کنیم هیچ کس از تعلیم و تربیت بی نیاز نیست، امروز فعالیت در مدرسه و دانشگاه بخش عظیمی از زندگی انسانها شده است دیگر نمی توان با طرز تلقی گذشته به فراگیری و تربیت نگریست همه با روش های سنتی، آموزش دیده ایم. لحظاتی را به خاطر آورید که نشستن سر کلاس، گوش دادن به صدای یکنواخت معلم، پرکردن بدون فهم مطالب درسی، دلهره و اضطراب ناشی از امتحان چگونه موجب نفرت و گریز از کلاس درس و محیط آموزش می گردید. به راستی چرا بسیاری از فعالیت های آموزشی نمی توانست ما را با محیط آموزشی مأنوس و به یادگیری علاقه مند کند. مقصر اصلی چه کسی بود؟ معلم ناتوان و ناآگاه یا شاگرد بی علاقه و بی استعداد یا نظام آموزشی نامطلوب که سیر انتقال مطالب را فقط از معلم به شاگرد می دانست و هیچگونه نقشی برای فعالیت شاگرد به جز انبار کردن معلومات قائل نبود.

 این مقاله دانشجویی مشتمل بر ۲۹صفحه است ، برای دیدن فهرست مطالب مقاله و خلاصه ای از هر بخش آن به اطلاعات اضافی زیر مراجعه فرمایید

فهرست مطالب

مقدمه    ۲
مهارت مشارکت دادن شاگردان درجریان یاد دهی- یادگیری    ۶
راهکارهای عملی مشارکت دادن شاگردان دریاددهی- یادگیری    ۶
نقش آموزش و پرورش در ایجاد تفکر مشارکتی    ۷
دانش آموز محور بودن آموزش    ۸
به کارگیری الگوی آموزشی مشارکت جو    ۸
انتخاب و سازماندهی محتوای آموزشی مشارکت ساز    ۹
طراحی ساختارهای مشارکت زا    ۹
حاکم شدن روحیه تفکر علمی و پژوهشی در جوانان    ۱۰
آموزش تقویت مسوولیت پذیری    ۱۱
جایگزین کردن استراتژی ارزیابی گروهی به جای ارزیابی فردی    ۱۱
روشهای تدریس    ۱۲
انگیزه چیست؟    ۱۹
تعریف انگیزش:    ۱۹
تأثیر انگیزش بر یادگیری    ۱۹
ده روش برای ایجاد انگیزش در دانش آموزان    ۲۰
نتیجه گیری :    ۲۴
منابع :    ۲۶




.

مقدمه :
بدون شک، در دنیای پیشرفته ی امروزی یکی از علایم موفقیت فرد ، موفقیت تحصیلی می باشد که بدون آن توسعه و ترقی هیچ کشوری امکان پذیر نخواهد بود . ترقی هر کشوری رابطه مستقیم با پیشرفت علمی نیز حاصل نمی شود ، مگر این که افراد متفکر و خلاق تربیت شده باشند. پیشرفت تحصیلی ضمن این که در توسعه وآبادانی کشور موثر است در سطوح عالی منجر به یافتن شغل و موفقیت مناسب و در نتیجه در آمد کافی می شود.

مهارت مشارکت دادن شاگردان درجریان یاد دهی-یادگیری

اولین چیزی که درنهادمهارت مشارکت دادن شاگردان نهفته است این است که تاآنجا که امکان دارد درجریان تدریس واداره کلاس ازنقش معلم به عنوان محوریت کلاس کاسته شودوشاگردجای آنرا  بگیرد.
برخی اثرات ومزیت های مشارکت دادن شاگردان درتدریس:جذاب شدن محیط کلاس درس،خسته
نشدن شاگردان درکلاس درس،تقویت روحیه ی مشارکتی وگروهی درشاگردان،افزایش حس اعتماد به نفس وجرات ورزی درشاگردان،احساس وابستگی به کلاس درس،تمرین وتقویت دموکراسی توسط شاگردان درخود،افزایش عمق یادگیری وموفقیت های تحصیلی درشاگردان،علاقمند شدن شاگردان به معلم ودبیر،شکل گیری وتقویت مهارت های اجتماعی وزندگی درشاگردان.

دانش آموز محور بودن آموزش
تا زمانی که نظام آموزشی براساس ساختارهای متمرکز و تعریف شده عمل کند مشارکت شکل نمی گیرد. در نظام های آموزشی رسمی (متمرکز) همه تصمیمات و فرآیندها توسط نهادهای مشخص تعیین شده و جهت اجرا به معلم و دانش آموز ابلاغ می شود. تغییر ساختار آموزشی از برنامه محوری به دانش آموزمحوری سبب می شود دانش آموزان در تصمیماتی که مربوط به سرنوشت آنان است، شرکت کرده و حساسیت از خود نشان دهند. زمانی که دانش آموزان به لحاظ ساختاری، خود برنامه ریزی کنند از درون خود را وادار به اظهارنظر و ارایه پیشنهاد کرده و به تفکر واداشته اند.

طراحی ساختارهای مشارکت زا
از طریق طراحی ساختارهای مشارکت زا در نظام آموزشی می توان دانش آموزان را مشارکت جو تربیت کرد. زمانی که دانش آموزان استعداد، توان و تمایل به همکاری داشته باشند اما ساختاری برای جهت دادن به مشارکت وجود نداشته باشد بعد از مدتی تب و تاب مشارکت پایین آمده و از بین می رود. با طراحی ساختارهای آموزشی می توان تفکر مشارکتی را از طریق نظام آموزشی در جامعه نهادی کرد.
طراحی حلقه های کیفیت؛ هر حلقه کیفیت در آموزش گروه کوچکی است که به طور منظم و داوطلبانه حین تدریس برای شناسایی و تحلیل و حل مسایل تدریس گرد هم می آیند و برای پیشبرد عملکرد و غنا بخشیدن به زندگی تحصیلی به تبادل نظر می پردازند.

روشهای تدریس
تدریس تنها فعالیت معلم در کلاس درس نیست بلکه فعالیتی دو جانبه از طرف معلم و دانش آموزان میباشد که در جریان آن, بین دانش آموزان با یکدیگر و معلم تعامل وجود دارد.

روش تدریس را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد: روشهای تدریس فعال و روشهای تدریس غیر فعال (سنتی).
در روش تدریس غیر فعال، فقط معلم نقش فعالی را در جریان تدریس بعهده دارد و مطالبی را که از قبل تعیین شده است بطور شفاهی در کلاس بیان می کند و دانش آموزان در این میان واکنش چندانی از خود نشان نمی دهند. بعبارت دیگر کودک برای مدرسه است, نه مدرسه برای کودک. تدریس سنتی تنها وظیفه خود را این میداند که حافظه کودک را از معلومات انباشته سازد, آنرا به زیور علم بیاراید و با افکار بزرگ زینت بخشد.

 نتیجه گیری :
خلاقیت یک توانایی همگانی است که هم ناشی از عوامل مختلف فردی و شخصیتی است و هم عوامل اجتماعی آن مطرح است. هر چند توانایی تفکر خلاق به طور بالقوه و به نحو فطری در انسان به ودیعه نهاده شده است، اما ظهور آن مستلزم پرورش آن است.

منابع :
سیف، علی اکبر، روان شناسی پرورشی،
مهارت های آموزشی و پرورشی. نویسنده:حسن شعبانی
آقازاده، محرم: راهنمای روش‌های نوین تدریس، انتشارات آییژ، تهران ۱۳۷۸
هورن، هلن: چگونه کیفیت آموزشی را بهبود ببخشیم، انتشارات قدیانی تهران ۱۳۷۹
رئوف، علی: حرفه معلمی، دفتر انتشارات کمک آموزشی تهران۱۳۸۰

.

سفارش تحقیق
http://telegram.me/pmaghale

ارسال یک پاسخ