فرهنگ از دیدگاه مراجع

فرهنگ از دیدگاه مراجعReviewed by پرشین مقاله on Jul 18Rating: ۵.۰فرهنگ از دیدگاه مراجعفرهنگ از دیدگاه مراجع مشتمل به۵۹ صفحه می باشد. برای خرید مقاله فرهنگ از دیدگاه مراجع اقدام نمایید.
سفارش تحقیق
http://telegram.me/pmaghale

محققان و صاحبنظران فرهنگ شناس, تاکنون دهها تعریف یا توصیف پیرامون شناساندن فرهنگ ارائه داده اند . در دایره المعارف بریتانیکا تعداد تعاریف فرهنگ تا کنون به یکصدو شصت و چهار رسیده است با دقت در این تعاریف به این نتیجه خواهیم رسید که تعدادی از آنها برای شناساندان یک یا چند عنصر فرهنگی ذکر شده است.

مطلب فرهنگ از دیدگاه مراجع مشتمل۵۹صفحه است، برای دیدن فهرست مطالب مقاله و جزئیات آن به اطلاعات اضافی زیر مراجعه فرمایید.

فهرست مطالب

تعریف فرهنگ…. ۳

لزوم تحقیق در تعاریف فرهنگ…. ۵

تعاریف فرهنگ از دیدگاه کتابهای لغت و دایره المعارفهای مهم و مشهور. ۸

فرهنگ از دیدگاه مراجع فارسی.. ۸

فرهنگ از دیدگاه مراجع عربی.. ۱۱

فرهنگ از دیدگاه مراجع فرانسوی.. ۱۱

فرهنگ از دیدگاه مراجع آلمانی.. ۱۲

فرهنگ از دیدگاه دیره المعارف آمریکا :‌ ۱۳

تکامل فرهنگ :‌ ۱۴

فرهنگ به عنوان شیوه ی زیست :‌ ۱۵

عناصر فرهنگ :‌ ۱۶

شیوه ی فرهنگ…. ۱۶

فرهنگ چگونه تغییر پیدا می کند ؟. ۱۷

تاخر فرهنگی.. ۱۸

فرهنگ از دیدگاه دایره المعارف حقوق بشر : ۱۹

موارد توافق نظر میان فرهنگ اسلامی و فرهنگ حقوق بشر. ۲۲

صفات و ویژگی های فرهنگ…. ۲۲

کارکرد و نقش فرهنگ…. ۲۴

دگرگونی فرهنگها ۲۵

ابعاد فرهنگ…. ۲۸

بعد عینی و زیر ساخت فرهنگ…. ۲۸

بعد ارتباطی و انتظامی فرهنگ…. ۲۹

فصل دوم. ۳۰

ماهیت فرهنگ تکاملی.. ۳۰

فرهنگ حقیقتی است دو قطبی (( برون ذاتی و درون ذاتی )) : ۳۰

اصول چهار گانه ی فرهنگ : ۳۰

فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو : ۳۷

فرهنگی را که اسلام بنا نهاد :‌ ۳۹

فرهنگ پذیری و عوامل آن : ۴۱

انتقال فرهنگ ها : ۴۳

فسارق الزهر مذموم و محتقر و سارق الحقل یدعی الباسل الخطر. ۴۷

تغیرات فرهنگی در دنیای امروز. ۴۷

امکان منتقل شدن عناصر فرهنگی ا یک جامعه به جامعه دیگر. ۴۹

فرهنگ زدایی به جای تعمیم فرهنگ…. ۵۳

فرهنگ جهانی : ۵۴

فرهنگ و شخصیت… ۵۴

خرده فرهنگ subcultre   (پاره فرهنگ part sub culture ) : 56

الیناسیون فرهنگی.. ۵۶

سرمایه فرهنگی.. ۵۸

خلاصه ای کوتاه از مقاله فرهنگ از دیدگاه مراجع را در زیر می توانید ببینید.

تعریف فرهنگ

محققان و صاحبنظران فرهنگ شناس, تاکنون دهها تعریف یا توصیف پیرامون شناساندن فرهنگ ارائه داده اند . در دایره المعارف بریتانیکا تعداد تعاریف فرهنگ تا کنون به یکصدو شصت و چهار رسیده است با دقت در این تعاریف به این نتیجه خواهیم رسید که تعدادی از آنها برای شناساندان یک یا چند عنصر فرهنگی ذکر شده است.

لزوم تحقیق در تعاریف فرهنگ

ما در این بخش با دقت در تعاریف مشروح فرهنگ اقوام و ملل مختلف دنیا به این نتیجه ی قطعی خواهیم رسید که چون فرهنگ گرایی اصیل در ذات انسانهاست , لذا با وجود قدرتها , خودکامگیها , و لذت پرستیها به وجود خود ادامه خواهد داد , و اینست معنای این آیه ی شریفه که می گوید : (( خداوند از آسمان , آبی فرستاد , آن آب در درّه به مقدار آنها به جریان افتاد , سیل جاری کف بلند بر روی خود آورد ( چنانکه ) آن فلزاتی که آتش برآنها شعله ور می کنید تا زینت آلات یا کالا ( ی دیگر ) از آنها بسازید .

فرهنگ از دیدگاه مراجع فارسی

(( فرهنگ با کاف فارسی , بر وزن و معنی فرهنج است که علم و دانش و عقل و ادب و بزرگی و سنجیدگی و کتاب لغات فارسی و نام مادر کیکاوس باشد و شاخ درختی را نیز گویند که در زمین خوابانید , از جای دیگر سرآورد , و کاریز آب را نیز گفته اند چه (( دهن فرهنگ )) جایی را می گویند از کاریز که آب بر روی زمین آید )) . حسین بن فخرالدین حسن انجو شیرازی می گوید : (( فرهنج و فرهنگ , شش معنی دارد :  اوّل , دانش باشد .

فرهنگ از دیدگاه مراجع عربی

فرهنگ در لغت با کلمه ی (( الثقافه)) بیان می شود و (( به معنای پیروزی ، تیز هوشی و مهارت بوده ، سپس به معنای استعداد فراگیری علوم و صنایع و ادبیات به کار رفته است)) . ماده ی ثقف به معنای ماهر ، هوشیار ، سریع الفهم و پیروز آمده است .

فرهنگ از دیدگاه مراجع فرانسوی

کولتور ( فرهنگ ) از کلمه ی لاتین کولتورا و به معنی عمل بارور کرن ( زمین ) ، کاری در جهت تولید ،‌حاصلخیز کردن ،‌ عمل کاشتن ( گیاه ) است . چند معنای مجازی نیز برای (( کولتور )) شده که از آن جمله است ، ۱) افزایش قوای فکری مثلاً فرهنگ ذهنی ،‌ ۲) مجموعه ی دانشهای دریافت شده

فرهنگ از دیدگاه مراجع آلمانی

دودن در تعریف فرهنگ می نویسد : ۱) مجموع مظاهر زندگی فکری و هنری ، ۲) شکل زندگی ظریف ، ۳) پرورش باکتریهاو موجودات زنده بر روی زمینه ی مواد غذایی ، ۴) کاشتن و رسیدگی کردن زمین زراعتی ، ۵) گروه جدید پرورش داده شده از زندگی حیوانی یا گیاهی .

فرهنگ از دیدگاه دیره المعارف آمریکا :‌

(( فرهنگ واژه ایست که علمای علم اجتماع و پویندگان رشته ی مردم شناسی آن را به کار برده اند و این واژه از گستردگی وسیعی برخوردار است . مفاهیم جانبی آن به طور عمده به افراد تحصیل کرده و آداب دادن ، تحت عنوان (( فرد با فرهنگ )) دلالت دارد . به عبارت دیگر به فردی تعلق می گیرد که آراسته و دارای فرهگ بوده و با هنرهای زیبای شیوه ی زندگانی متمدن آشنا است .

تکامل فرهنگ :‌

در بررسی روند تکاملی تاریخ فرهنگ ، سه نکته ملاحظه می گردد : نخست آنکه فرهنگ می تواند به عنوان روش تشخیص هنجار انسان از هنجار سایر جانداران مورد استفادهد قرار گیرد . دوم این شیوه و سلوک رفتاری ، ناشی از اثرات علت و معلولی پرورش جسمی انسان است .

فرهنگ به عنوان شیوه ی زیست :‌

اساس متغیرهای فرهنگی در خلاقیت و استعداد تجسم ذهنی انسان نهفته است ،‌ بشر تقریباً دارای قدارت درک هرگونه حالت رفتاری یا تعبیر حیات انسانی است . البته در راه ایجاد و حفظ اشکال متغییر مفاهیم و زندگی اجتمعی ، محدودیت هایی در رابطه با واقعیتهای زیستی و اقتصادی وجود دارد .

عناصر فرهنگ :‌

برای تجزیه و تحلیل فرهنگ ، برخورداری از مفاهیم خاصی ضروری است . در مرحله ی نخست ، این امکان وجود دارد که عناصر فرهنگ را بر اساس تعداد و اصول کلی طبقه بندی نماییم . ولی استفاده از واژه های خصیصه ، مجموعه ، و نمونه کاربرد یکسانی دارند . علاوه بر طبقه بندی عناصر تشکیل دهنده ی فرهنگ ،‌مفاهیم دیگری برای روش بررسی فرهنگ و موارد استفاده ی از آن مطرح است .

شیوه ی فرهنگ

هنجار منطبق بر الگو نیز ممکن است در فرهنگ با مفهوم شیوه ای خاص مشخص شود یعنی فرهنگ را می توان برای روش مشخص انجام دادن کارهایی در جامعه مورد استفاده قرار داد . از این رو اصطلاح ((‌ زیر مجموعه ی فرهنگ )) غالباً برای توصیف شیوه ی بخصوصی از کردارها در بخشی از جامعه به کار می رود .

فرهنگ چگونه تغییر پیدا می کند ؟

هر فرهنگی به طور مداوم تغییر پیدا می کند . ممکن است این دگرگونی سریع یا کند باشد . نظر به اینکه فرهنگ از عوامل مختلفی تشکیل می گردد ، تغییر در یک قسمت ، بر قسمتهای دیگر نیز اثر می گذارد . بعضی

تاخر فرهنگی

فرهنگ همواره در حال تغییر است .از آنجا که الگوهای فرهنگی یک جامعه ازشیوه های رفتاری نهاد ها و سایر عناصر به هم پیوسته ومنسجم تشکیل شده است .تغییر در بخشی از فرهنگ سبب ایجاد تغییرات وتنش ها و فشار هایی در سایر قسمت های فرهنگ خواهد گردید .در این حالت ضرورت یا نیاز به تطابق وتنظیم مجدد که سبب خواهد شد تا فرهنگ به تعادل جدید برسد .

صفات و ویژگی های فرهنگ

هر جامعه ای فرهنگ خاص خود را دارد .فرهنگ هر جامعه دارای ویژ گی هایی است که آن را از سایر فرهنگ ها متمایزمی کند .فرهنگ ها از ثبات ,دوام و ویژ گی ها بر خوردار هستند که بستگی به تکتک افراد ندارد .گر چه فرهنگ زاده جامعه انسانی است و خارج از ذهن افراد به طور مستقل وجود دارد ولی ورفتار جامعه را در جامعه سازمان داده و حدود و نوع آنرا مشخص می کند .

کارکرد و نقش فرهنگ

انسان برای ارضای نیاز ها و خواسته های اساسی خود ,قواعد و مقرراتی لازم دارد .ارزش ها و هنجار های اجتماعی که خود بخشی از فرهنگ هستند ,شرایط تحقق به این نیاز ها و خواسته ها را به دست می دهند .این بخش از فرهنگ دارای نقش هایی است که به بر قراری نظم در جامعه کمک می کند .

دگرگونی فرهنگها

پاسخ به نیاز ها ,انسان را وادار به کار وکوشش کرده .کار و کوشش انسان در ارتباط با تکنیکها ,شرایط اجتماعی ,اقتصادی وموقعیت طبیعی ,اشکال مختلفی به خود گرفته است که در فرهنگ جوامع متبلور است .فرهنگ جوامع بشری ,بازگو کننده نوع تلاش و کوشش و میزان موفقیت آنها در پاسخگویی به نیاز ها و ارائه راه حلها و چگونگی همکاری و همیاری افرا جامعه است .

بعد عینی و زیر ساخت فرهنگ

بعد عینی و زیر ساخت فرهنگ را فرهنگ مادی و یا تمدن نیز می گویند .این بعد ,شامل کلیه دستاورد های ابزاری ,تکنیکی ,صور عینی تاسیسات وتشکیلات از قبیل ساختمانها وبناها ,جاد ها ,راه آهن و غیره می شود .هدف وجودی این بخش از فرهنگ ,رفع نیاز ها و خواسته های انسان بوده و هست

بعد ارتباطی و انتظامی فرهنگ

این بعد از فرهنگ در واقع شیوه بهره گیری از فرهنگ مادی را به انسان می آموزد .انسان به عنوان یک موجود اجتماعی زیستمندو نیازمند ,برای کسب چگونگی بهره گیری از دستاورد های مادی و ابزاری خود به تجربه دست می زند .از این رو ,با دستاورد های فرهنگ ارتباطی وانتظامی وزندگی اجتماعی را نه تنها تداوم می بخشد بلکه در جهت ثبات آن گام بر می دارد

فرهنگ حقیقتی است دو قطبی (( برون ذاتی و درون ذاتی )) :

مقصود از دو قطبی بودن فرهنگ عبارتست از اینکه هم جنبه ی درون ذاتی دارد  هم جنبه ی برون ذاتی , مانند زیبایی که مستند به دو قطب مزبور است . چنانکه دریافت حقیقت زیبایی مربوط به خصوصیت مغزی و روانی آدمی است و دیگر موجودات و جانداران از دریافت آن ناتوانند . همچنین دریافت فرهنگ دارای جنبه ی درون ذاتی است که ناشی از (( اصل صیانت ذات تکاملی )) است .

اصول چهار گانه ی فرهنگ :

اصل اول – در مفهوم فرهنگ با نظر به مشهورترین تعاریف آن ،‌ که از جوامع متمدن دنیا به دست آورده و مورد تحقیق قرار داده ایم ، (( بایستگی )) و (( شایستگی )) مستند به تعقل سلیم و احساسات تصعید شده ی مردم وجود دارد .

فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو :

فرهنگ پیرو به آن قسم از نوع کیفیت و شیوه ی زندگی مادی و غیر مادی می گویند که هیچ اصل و قانون اثبات شده ی قبلی را مورد تبعیت قرار نمی دهد ، بلکه صحت و مقبولیت خود را از تمایل و خواسته های مردم می گیرد . به این معنی ، که این قسم از فرهنگ ناشی از رفتار و امیال و خواسته های مردم با هر انگیزه و علتی است و هیچ کاری به تطابق آنها با  واقعیات مستقل از هوی و هوس و تمایلات طبیعی انسانها ندارد .

فرهنگی را که اسلام بنا نهاد :‌

فرهنگی را که اسلام بنا نهاد ، حیات هدفدار است که ابعاد زیبا جویی و علم گرایی و منطق طلبی و آرمان خواهی انسانها را بشدت به فعالیت رسانده و همه ی عناصر فرهنگی را متشکل می سازد ، عنصر فرهنگ علمی را از عنصر اخلاق عالیه ی انسانی جدا نمی سازد ،‌ عنصر فرهنگ هنری را از عنصر فرهنگ ارشاد اقتصادی تفکیک نمی کند ،.

تغیرات فرهنگی در دنیای امروز

پل ج . بهانان در مقاله خود می نویسد :

((از نیمه دوم سالهای ۱۸۰۰ تا کنون سرعت تحولات فرهنگی افزایش سریعی پیدا کرده است و این افزایش به علت پیشرفت هایی است که در زمینه صنعت و تکنولوژی به وجود آمده است ,مبادلات فرهنگی نیز گسترش بیشتری یافته است .اختراع هواپیما ,فیلم و سینما ,رادیو و تلوزیون و از این قبیل باعث تماس های مداوم فرهنگها و آداب و رسصوم آنها در سراسر جهان شده است .

امکان منتقل شدن عناصر فرهنگی ا یک جامعه به جامعه دیگر

  • خداوند متعال با حکمت بالغه ی خود واقعیات هستی را در اختیار تکاپوگران واقع جو می گذارد و به مقتضای رحمانیت عظما –همچنانکه در منابع اصیل آمده است – هیچ کار و تلاش هدفدار و مثبت را بی نتیجه نمی گذارد .آیات قرانی در چند مورد تلازم نتیجه و کار را گوشزد نموده است .((و نیست برای انسان جز کار و کوششی که کرده است .

فرهنگ زدایی به جای تعمیم فرهنگ

متاسفانه در دوران ما (اواخر قرن بیستم ):منحنی فرهنگ به جای اعتلای عناصر فرهنگی مشترک و رشد و تعالی فرهنگ های اختصاصی جوامع نزول و سقوطی را نشانمی دهد که نقطه ی عطف آن ,جوامع بزرگ صنعتی دنیاست و کسی جز خود کامگان قدرت پرست و سلطه جو عاقبت آنرا نمی داند .اگر این منحنی جدی تلقی شود و قوس نزولی آن ادامه پیدا کند :اگر موفق شود بشریت را به عقب بر گردانده و در غار نشینی رهایش کنند ,جای بسیار سپاس گذاری خواهد بود

فرهنگ و شخصیت

شخصیت ترکیبی از میراث بیولیژیک ,محیط فیزیکی ,فرهنگ و تجربه ی گروهی و تجربه های انفرادی است .هر فرد از طریق مشارکت اجتماعی به تصویری از خویش دست می یابد .شخصیت یک فرد تمام ویژگی های رفتاری او را شامل می شود و شخصیت هر کس متفاوت از دیگری است .

 

سفارش تحقیق
http://telegram.me/pmaghale

ارسال یک پاسخ