جنبش دانشجویی

جنبش دانشجوییReviewed by پرشین مقاله on Aug 13Rating: ۵.۰جنبش دانشجوییجنبش دانشجویی مشتمل به۳۷ صفحه می باشد. برای خرید مقاله جنبش دانشجویی اقدام نمایید.
سفارش تحقیق
http://telegram.me/pmaghale

در هر زمانی، جامعه شناسی خاصی شکل گرفته است که یا جمع گرا بوده، مثل نظریات دورکیم و یا فردگرا مثل اسپنسر، و یا بر تسلط ساختار وهنجار، تأکید می‌کردند، مانند پارسونز. آنچه مشخص است، هر گروه، ضمن بررسی یک بعد، ابعاد دیگر را فراموش کرده است. اما در عصر حاضر،تلفیق ابعاد مطرح است . از جمله:تلفیق فرهنگ و عاملیت، توسط مارگارت آرچر، جامعه شناسی چند بعدی جفری الگزندر، تلفیق کنش با نظام، توسط یورگن هابرماس که عضو برجسته‌ای از مکتب فرانکفورت می‌باشد.

مطلب جنبش دانشجویی مشتمل ۳۷ صفحه است، برای دیدن فهرست مطالب مقاله و جزئیات آن به اطلاعات اضافی زیر مراجعه فرمایید.

فهرست مطالب

مقدمه: ۲

فصل اول : تفکر جامعه شناسی آلمان : ۳

فصل دوم:تاریخچه مکتب فرانکفورت… ۵

فصل سوم:یورگن هابرماس… ۹

۱-۳-زندگینامه. ۹

۲-۳-اندیشه های هابرماس… ۹

۲-مفهوم معرفت شناسی : ۱۱

فصل چهارم : هابرماس در مقابل اثباتگرایی.. ۱۳

۱-۴-مکتب اثبات گرایی.. ۱۳

۲-۴-انتقاد از اثبات گرایی.. ۱۳

۳-۴-دفاع هانس آلبرت… ۱۶

۴-۴-پاسخ هابرماس… ۱۷

فصل پنجم : هابرماس و جنبش دانشجویی.. ۱۹

۲-۵-جنبش در نگاه هابرماس… ۱۹

۳-۵-اظهارات دوتچکه. ۲۱

۴-۵-انتقاد بر هابرماس… ۲۴

فصل ششم : هابرماس و سیستم.. ۲۷

۱-۶-نظریه سیستم.. ۲۷

۳-۶-پاسخ لومان به هابرماس… ۳۱

فصل هفتم : هابرماس و مارکسیسم.. ۳۳

۱-۷-بازسازی ماتریالیسم تاریخی.. ۳۳

۲-۴-نقد نظریه تکاملی مارکس…. ۳۵

فصل هشتم.. ۳۶

نتیجه: ۳۶

منابع : ۳۷

مأخذ: ۳۷

خلاصه ای کوتاه از مقاله جنبش دانشجویی را در زیر می توانید ببینید.

مقدمه:

در هر زمانی، جامعه شناسی خاصی شکل گرفته است که یا جمع گرا بوده، مثل نظریات دورکیم و یا فردگرا مثل اسپنسر، و یا بر تسلط ساختار وهنجار، تأکید می‌کردند، مانند پارسونز. آنچه مشخص است، هر گروه، ضمن بررسی یک بعد، ابعاد دیگر را فراموش کرده است. اما در عصر حاضر،تلفیق ابعاد مطرح است . از جمله:تلفیق فرهنگ و عاملیت، توسط مارگارت آرچر، جامعه شناسی چند بعدی جفری الگزندر، تلفیق کنش با نظام، توسط یورگن هابرماس که عضو برجسته‌ای از مکتب فرانکفورت می‌باشد.

فصل اول : تفکر جامعه شناسی آلمان :

نویسندگان آلمانی عادت دارند، جامعه شناسان دایره المعارفی قرن ۱۹، جامعه شناسان تحلیلی قرن ۲۰ را از هم جدا کنند. عبارت دایره المعارفی به اثباتگرایان اطلاق می‌شود، از جمله اگوست کنت و دورکیم، اندیشه دورکیم . بدلیل واقعیت جوهری که برای جامعه قائل بود و مفهوم آگاهی جمعی(واجدان جمعی)، مشاجرات بسیاری را بر‌انگیخت «اما بر عکس او، نظریه پردازان فردگرا، این مفهوم را ارایه می‌کنند که انسانها کارکرد جامعه خود را تأمین می‌کنند، اما جامعه‌ای را که عضو عمل کننده آن هستند، نمی‌شناسند.(جامعه شناسی معاصر آلمان ص ۶)

تاریخچه مکتب فرانکفورت

سال ۱۹۲۲ فلیکس وایل، سردمدار تأسیس مؤسسه پژوهشهای اجتماعی آلمان گردید. این مکتب، پس از جنگ جهانی اول و بحران های فکری که بر روشنفکران و نگرش سوسیالیستی حاکم بود، به فعالیت پرداخت. هورکهایمر و پولوک، موثر ترین افراد این مکتب به شمار می‌روند. این مؤسسه بطور رسمی‌در ۳ فوریه ۱۹۲۳ تأسیس یافت. گرونبرگ در سخنرانی خود در افتتاحیه ساختمان مؤسسه در سال ۱۹۲۴، به جنبه پژوهشی فعالیت های مؤسسه تأکید کرد، هر چند خلاف وضعیت آن زمان آلمان بود، که آموزش را بر پژوهش ترجیح می‌داد.

یورگن هابرماس

زندگینامه

یورگن هابرماس، سال ۱۹۲۹ در دوسلدورف آلمان بدنیا آمد. پدرش، رئیس دفتر صنعت و تجارت شهر بود. وی در دانشگاه های گوتینگتن، بن و زوریخ تحصیل کرده است. سال ۱۹۴۹، وارد دانشگاه گوتینگتن شد و رساله دکترای خودش را بنام «مطلق و مفهوم تاریخ» به پایان رسانید. او سال ۱۹۵۰ به مطالعه آثار گئورگ لوکاچ پرداخت و تأثیر زیادی از او گرفت. سال ۱۹۵۶، دستیار آدورنو در دانشگاه فرانکفورت شد. از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴ در دانشگاه هایدلبرگ، فلسفه تدریس می‌کرد. بعد از آن، به تدریس فلسفه و جامعه شناسی در دانشگاه فرانکفورت پرداخت. اولین اثر خود را سال ۱۹۶۲ بنام «تحول ساختاری در گستره همگانی» به چاپ رسانید.

مفهوم معرفت شناسی :

او در اینجا، سه نظام معرفتی را معرفی می‌کند و نتایج و کاربرد آنها را مورد بررسی قرارمی‌دهد.

الف)علم اثباتی:بدنبال نظارت فنی و تسلط ابزاری است، که به منظور سرکوب ، استفاده می‌شود و در اختیار نظام سرمایه داری است.

ب)علم انسان دوستانه:بدنبال فهم و شناخت جهان است و اثر خنثی دارد، اما باید توسط نظام سرمایه داری حمایت شود.

 هابرماس در مقابل اثباتگرایی

مکتب اثبات گرایی

مسلماً نسبت به این جهان فکری، آگاهی دارید. اساس تفکر اثباتی را، تشابه علوم طبیعی و علوم انسانی شکل می‌دهد. نمایندگان برجسته این مکتب، اگوست کنت ، امیل دورکیم و هربرت اسپنسر بودند، که همگی به بررسی پدیده های عینی می‌پردازند. ارائه قوانینی، برای رفتارها و روابط انسانی، تشابه اجتماع به اورگانیسم موجودات، عدم تفاوت بین جوهر و نمود و ایجاد تمایز بین واقعه و ارزش، از جمله ارکانی است که این مکتب، به آنها می‌پرداخت .

دفاع هانس آلبرت

تنها پاسخ پوپر به انتقادات هابرماس، آن یادداشت کوتاهی است که در ترجمه انگلیسی مباحثه اثباتگرایی آمده است. اما شاگرد وی، که جامعه شناسی آلمانی است، به دفاع از او بر می‌خیزد و سعی در بی اعتبار کردن اصحاب دیالکتیک می‌کند. سخنان مدافعانه او، چندین مورد را در بر می‌گیرد.

پاسخ هابرماس

هابرماس، جهت تفهیم بیشتر مطالبش، سخنان خود را در چند حوزه بیان کرده است:

اولین قسمت، به نقش تجربه، در مطالعات تجربی برمی‌گردد که از دو جنبه، آنرا مطرح کرده است. اول آنکه اثباتگرایی، تنها دامنه محدودی از علوم را دربرمی‌گیرد. در واقع، او این علم را رد نمی‌کند، بلکه آنرا محدود می‌داند.

 هابرماس و جنبش دانشجویی 

تشکل جنبش دانشجویی

نارضایتی از انباشت مادی و مالی و فقدان ایمان، تعهد و مسئولیت سیاسی، در دهه ۱۹۵۰، موجب گرد آمدن دانشجویان معترض شد، و یکی از عوامل مهم دیگر، به سابقه ناسیونال سوسیالیسم جهان بر‌می‌گردد. اگرچه در «دوران معجزه اقتصادی» یعنی بازسازی اقتصادی، اعمال نازی، فراموش شده بود ، ولی با برگزاری برخی محاکمات، مثل محاکمه آیشمن و انتشار کتابها و رمانها در مورد حزب نازی، موجب ایجاد انگیزه در بین جوانان برای کسب آگاهی بیشتر نسبت به فاشیسم گردید و این کنجکاویها و آگاهی ها، زمینه کشمکش سیاسی، را ایجاد کرد .

جنبش در نگاه هابرماس

هابرماس، همیشه خود را حامی‌جنبش دانشجویی، دانسته است و تقریباً همه ناظران سیاسی آلمان، آثار وی را یکی از منابع الهام بخش این جنبش، دانسته اند و کتاب او «تحول ساختاری حوزه عمومی» ‌بطور گسترده ای، مورد بحث چپگرایان قرار گرفت و بعنوان حامی نظریه مخالف نظام، معرفی شد.

اظهارات دوتچکه

شخصی بنام ری دوتچکه، صحبتهای هابرماس را زیر سوال می‌برد. طبق نظر وی، شرایط مادی، جهت کمک به نیازهای انسانی، ایجاد شده‌اند، اما انسان یاید خود، کنترل امور را بدست گیرد. در واقع او در اینجا، نسبت به اقتصادگرایی مارکس، کنایه می‌زند و مسلماً هابرماس را هم مد نظر دارد. وی جنبش دانشجویی را مقابله‌ای در برابر تجدید سازمان نظام آموزشی کشورهای سرمایه داری می‌داند. او طرفدار روشنگری همراه با عمل است. سخنان وی دانشجویان را به تشکیل مراکزی، جهت بر پایی تظاهرات، دعوت می‌کند.

هابرماس و سیستم

نظریه سیستم

پایه گذار نظریه سیستم، تالکوت پارسونز بوده است. او سعی کرده بین جامعه شناسی و زیست شناسی، پیوند ایجاد نماید. جامعه از نظر او سیستم است. سیستم یعنی، مجموعه‌ای از عناصر، که کلیتی را بوجود می‌آورند. سیستم در برگیرنده کارکرد و ساختار است. وی بر دو عامل نیاز و تعادل، بسیار تأکید دارد. او چهار هدف، برای هر سیستمی، قائل است:انطباق با محیط، دستیابی به هدف، یکپارچگی و خفظ و نگهداری الگو. نظام های بارسونز، نیمه باز هستند و هر سیستم، با دو مفهوم انرژی و اطلاعات، سروکار دارد و بحث سایبرنتیک، مربوط به  چرخش همین دو مفهوم، می‌باشد.

پاسخ لومان به هابرماس

او پاسخ خود را در مقاله‌ای صد صفحه‌ای ارائه کرده است. او در مقابل سخنان  هابرماس از برداشت کارکردی حقیقت ، بعنوان واسطه ارتباط ، دفاع می‌کند. وی بیان می‌دارد اگر گفتمان بعنوان بحث و گفتگو مطرح شود خود یک سیستم است و اگر زبان و چهارچوب نظری او را در خصوص کنش ارتباطی بپذیریم دوگانگی ایجاد می‌شود ، چون او همین زبان و چهارچوب نظر را رد می‌کند.

نقد نظریه تکاملی مارکس

نظر هابرماس، مانند سایر فرانکفورتی‌ها است، که قسمتهای خلاق نظریه مارکس در زیر لایه‌ای از عینیات ابزاری ، پنهان شده است. هابرماس زبان و ارتباط را تعیین کننده می‌داند و معتقد است برای درک تعامل بشر ، چیزی فراتر از کار، لازم است. هابرماس بر این عقیده است که ساز و کار گذر از مرحله‌ای به مرحله دیگر، اقتصادی است. تغییر وقتی ایجاد می‌شود که کلیه امکانات تمام شده، ولی مشکلات باقی است.

نتیجه:

اگر انتقادات هابرماس را به خوبی مطالعه کنیم، در‌می‌یابیم، که وی در تمام صحبتهایش، تأکید بر کنش ارتباطی، داشته ، که پایه گذار همان نظریه حوزه عمومی‌اوست. وی تأثیر عوامل دیگر را هیچگاه رد نکرده است، بلکه آنها را مکمل می‌داند و تمام افکارش بر حول ارتباط افراد ، چه با شخص و چه با گروه و محیط،
می‌چرخد. وی بدنبال یک حرکت انقلابی یا عملی خشونت آمیز نبوده است. هابرماس بسیار خوب توانسته به توصیف جامعه انسانی و علوم اجتماعی بپردازد.

منابع :

۱-یورگن هابرماس، نقد در حوزه عمومی، رابرت هولاب، ترجمه حسین بشیریه، نشر نی، چاپ دوم.

۲-جامعه شناسی معاصر آلمان، ریمون آرون، ترجمه مرتضی ثاقب فر، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، چاپ اول، ۱۳۷۶.

۳-نظریه اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس، یان کرایپ، ترجمه عباس مخبر انتشارات آگاه چاپ دوم، ۱۳۸۱

۴-نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر ، جورج ریتزر، ترجمه محسن ثلاثی، انتشارات علمی، چاپ پنجم، ۱۳۸۰.

۵-سید علی حسینی و عبدالباقی روشنی، «در آمدی بر اندیشه‌های یورگن هابرماس»، پایان نامه کارشناسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، سال-۱۳۷۷

 

سفارش تحقیق
http://telegram.me/pmaghale

ارسال یک پاسخ